امروز: شنبه 13 آذر 1395 برابر با 03 دسامبر 2016

اخبار مهم روز

بازار رقابتی برق

سه شنبه, 27 آبان 1393 ساعت 14:15 نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

بازار رقابتی برق

ايجاد فرصت برای حضور فعالانه مصرف کنندگان بزرگ در معاملات انرژی

Demand Side Bidding

 

مژگان لادن

کارشناس مسئول مديريت مصرف بار

 

1- مقدمه

تا اواخر دهه 80 ميلادي ، صنعت برق در اغلب كشورها، تحت مالكيت دولت قرار داشته و يا با مالكيت خصوصي و تحت نظارت يك سازمان دولتي اداره مي‌گرديد. در ساختار سنتي وظيفه توليد، انتقال و توزيع برق در هر منطقه و يا كشور بر عهده يك شركت بود و به اين ترتيب اين شركتها داراي حق انحصاري در آن منطقه می‌شدند و به هيچ شركت ديگري حق سرويس‌دهي به مشتريان واقع در آن منطقه داده نمی شد. صنعت برق هر کشور به عنوان زير ساخت اساسي فعاليت‌هاي صنعتي، اقتصادي، اجتماعي و كشاورزي می‌باشد. لذا توسعه اقتصادي، صنعتي و افزايش جمعيت، تقاضا براي مصرف انرژي الكتريكی را با رشد فزاينده‌اي مواجه مي‌سازد.

لزوم تأمين تقاضاي انرژي الكتريكي مناسب و با قابليت اطمينان بالا، دولت‌ها را با اين واقعيت انكارناپذير مواجه مي‌نمايد كه انحصار طلبي در صنعت برق، تأمين منابع كافي براي سرمايه‌گذاري در اين صنعت را با مشكل مواجه مي‌كند، ضمن اين كه با رشد بار تعداد نيروگاه‌ها، طول شبكه انتقال و توزيع و در نتيجه تعداد بهره‌برداران سيستم نيز افزايش چشمگيري مي‌يابد كه همه اين موارد هزينه‌های سنگينی بردوش دولت تحميل می‌کند. از طرفی ديگر با گسترش رقابت‌های جهانی و افزايش انتظارات مصرف‌كننده‌ها براي استفاده از كالا و خدمات با کيفيت بهتر و حق انتخاب بيشتر، زمينه برای حرکت به سمت رقابتی کردن توليد، فراهم شده است. از اين تغيير نگرش به سوي بازار رقابتي برق، به عنوان مقررات زدايي و تجديد ساختار صنعت برق نام برده مي‌شود. در ساختار جديد، از نظر تجاري، انرژي الكتريكي و خدمات جانبي آن به عنوان كالا مي‌توانند در سيستم بازار رقابتي و براساس مقررات عرضه و تقاضا به فروش برسند. انرژي الكتريكي مي‌تواند توسط بنگاه‌هاي تجاري و يا بازارهاي واسطه بين فروشندگان ( توليد كنندگان) و خريداران ( مصرف‌كنندگان ) مبادله شود. در چنين ساختاري وجود يك سيستم نظارتي قوي به منظور اطمينان از ايجاد فضاي سالم رقابتي و جلوگيري از انحصار، ضروري است كه در واقع نقش اصلي دولت‌ها مي‌باشد.

2-    روند تجديد ساختار در صنعت برق

براي مدت تقريباً يك صد سال از اواخر قرن نوزدهم تا پايان قرن بيستم ، صنعت برق به صورت يك ساختار انحصاري تنظيم شده بود. در اين ساختار مالكان به صورت همزمان سيستمهاي توليد، انتقال و توزيع توان را در اختيار داشتند و توليدات را در نرخهاي تنظيم شده، تحت نظارت سازمانهاي محلي به مشتري مي‌دادند . اين مالك در اغلب كشورهاي در حال توسعه، دولت بود. تحت اين ساختار، دولت و يا زير نظر دولت شركتهايي به كار مشغول بودند كه در مناطق مختلف كشور كار توليد، انتقال، توزيع و فروش برق را برعهده داشتند . به ساختار اين شركتها  يكپارچه عمودي[1] گفته مي‌شد.

2-1 مشخصات صنعت برق سنتي به شرح زير است:

1-انحصار كامل در توليد، انتقال، توزيع و فروش برق.

2-تعهد به سرويس‌دهي و تغذيه كليه مشتركين بدون در نظر گرفتن كسب سود.

3-عملكرد و نظارت مالي طبق قوانين دولت.

4-بهره‌برداري با كمينه كردن هزينه‌ها بدون هدف‌گذاري براي سود بيشتر.

5-  عملكرد براساس نرخ‌هاي تنظيم شده توسط دولت.

6-عدم توجه به نرخ بازگشت سرمايه به دليل انحصاري بودن.

2-2 از جمله مشكلات سيستم سنتي مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

1-  نياز به سرمايه‌گذاري در زمينه توليد با توجه به رشد سريع بار.

2-  كمبود منابع دولت براي سرمايه‌گذاري در اين بخشها.

3-  نياز به افزايش بهره‌برداري در بسياري از بخشهاي صنعت.

4-  عدم تطابق صنعت با پيشرفت تكنولوژي .

5-  عدم شفافيت هزينه‌ها.

     از اين رو و با ورود به قرن بيست و يكم ، بسياري از كشورها از جمله ايران سعي در تغيير ساختار سيستم قدرت خود نموده‌اند. در اين تغييرات ابتدا سيستمهاي توليد، انتقال و توزيع از يكديگر جدا شده[2] و هر كدام به بخش خصوصي واگذار و يا فروخته مي‌شود . ضمن تفکيک وظايف محوله هر بخش از يكديگر اهداف هر كدام نيز دچار تغيير مي‌گردد. قوانين قبلي كه مختص ساختار انحصاري سيستم‌هاي قدرت بود به نحوي تغيير مي‌نمايد كه شركتهاي مختلف در هر بخش قادر به رقابت با يكديگر باشند به مجموعه اين فرايند ، تجديد ساختار گفته مي‌شود. و اهميت آن در اين است كه تجديد ساختار در تمامي سطوح نمايان گردد.

2-3 تركيب‌بندي صنعت تجديد ساختار شده مي‌تواند اين گونه ترسيم شود:

1-رقابت در توليد : ايجاد يك بازار باز، كه در آن هر شركت باصلاحيت و توانايي با رعايت استاندارد مي‌تواند برق توليد نمايد و به فروش برساند.

2-خرده فروشي رقابتي: توان در سطح عمده فروشي خريداري و به مصرف كنندگان خرده فروخته مي‌شود.

3-حق انحصاري شركتهاي انتقال: اين شركتها هزينه انتقال و استفاده از شبکه كه براساس نرخ تنظيم شده و مصوب دولت است را از مشتركين دريافت مي‌كنند و نمي‍توانند نظر و تمايل خود را در بهره‌برداري از سيستم انتقال اعمال كنند، بلكه بايد دسترسي مساوي را براي تمامي استفاده كنندگان از سيستم انتقال و توزيع فراهم نمايند.

3-    بازار برق و بهره‌برداري از سيستم قدرت

     پس از عمل جداسازي، سيستم قدرت شامل شركتهاي توليدي، شركتهاي انتقال، شركتهاي توزيع و شركتهاي فروش خواهد شد . علاوه بر اين بخش‌ها دو شركت اضافي با دو وظيفه اضافي در سيستم قدرت تجديد ساختار شده بايد ايجاد شوند:

-   بازار برق : بازار برق محيطي است كه در آن تمامي فروشندگان و خريداران براي ارايه و عرضه توان توليدي و يا خريد نياز مصرفی خود حضور مي‌يابند.

-   بهره‌بردار مستقل [3]سيستم : لازمه يك بازار رقابتي برق، وجود يک نهاد مستقل به منظور بهره‌برداري از سيستم قدرت مي‌باشد. به اين نهاد مستقل در محيط تجديد ساختار يافته، بهره‌بردار مستقل سيستم قدرت مي‌گويند، بهره‌بردار مستقل سيستم، مستقل از هر شركت كننده در بازار، اعم از توليدكنندگان، مالكين انتقال، شركتهاي‌توزيع و يا مصرف‌كنندگان  عمل نموده و مي‌بايست امكان دسترسي آزاد و بدون تبعيض را براي تمام استفاده‌كنندگان از سيستم انتقال فراهم نمايد. از نظر مالي نيز استقلال دارد و به هيچ وجه درمعاملات بازار وارد نمي‌شود. در سيستم‌هاي تجديد ساختار يافته، به نظر مي‌رسد و با وجود بازار رقابتي و خصوصي شدن بخش توليد ، بهره‌بردار براي انجام وظايف خود شامل راهبري و نگهداري سيستم در موقعيت‌هاي امن و به عبارتي حفظ و امنيت و پايداري شبكه قدرت ، ابزار و تجهيزات كافي مطابق آنچه كه در سيستم‌هاي سنتي وجود داشت را در دست ندارد. و به نظر مي‌رسد در محيط جديد ، بهره‌بردار نيز مجبور است خدمات مورد نياز خود را از بازار آزاد تهيه نمايد. به انواع خدمات و سرويس‌هاي مورد نياز براي تامين پايداري، امنيت و قابليت اطمينان شبكه سرويس‌هاي جانبي[4] مي‌گويند. در ساختار سنتي، سرويس‌هاي جانبي بخشي از بهره‌برداري عادي سيستم بود و تحت مديريت كامل بهره‌بردار سيستم قرار داشت. حال آن كه در ساختار جديد با مجزا شدن بخش‌هاي توليد ، انتقال و توزيع و ايجاد بازارهاي رقابتي براي داد و ستد انواع كالا و خدمات ، سرويس‌هاي جانبي از اهميت بالايي برخوردار شده است.

4-    بازار سرويس‌هاي جانبي

خدمات مورد نياز براي تامين پايداری، امنيت و قابليت اطمينان شبكه را سرويس‌هاي جانبي مي‌نامند. مسوليت اجراي بازار سرويس‌هاي جانبي، برخلاف بازار انرژي به عهده بهره‌بردار سيستم است. بهره‌بردار براي اطمينان از عملكرد سيستم قدرت بايد در هر لحظه بين توليد و مصرف توان الكتريكي بصورت زمان – حقيقي [5] تعادل ايجاد نمايد، به عبارت ديگرمقدار زمان حقيقي بار مصرفي مي‌تواند با مقادير پيش‌بيني شده در برنامه‌ريزي‌هاي بازار متفاوت باشد. بنابراين براي تامين نيازهاي تعادلي، بازار جانبي ايجاد مي‌شود كه تماماً توسط بهره‌بردار سيستم اداره مي‌شود.

انواع خدمات جانبي

4-1- خدمات تنظيم بار[6]

اين خدمات براي تنظيم نوسانات سريع‌بار يا تعييرات كوچك بدون برنامه‌ريزي توليد مورد نياز است. در اين بخش معمولاً ژنراتورهايي توانايي شركت در بازار را دادند كه مجهز به گاورنر و كنترل توليد خودكار[7] ‌باشند و توانايي تغيير سريع توان خروجي خود را براي دنبال كردن لحظه به لحظه تغييرات در بارها و و قفه‌هاي ناخواسته در واحدهاي توليدي دارا ‌باشند . وجود چند واحد از اين دست در شبكه كافي است و معمولاً بهره‌بردار سيستم با اين واحدها قرارداد يك ساله مي‌بندد.

4-2- تعقيب بازار [8]

ژنراتورهاي خاصي مي‌توانند اين سرويس را ارايه دهند زيرا بايد بتوانند توليد خود را خيلي سريع افزايش يا كاهش بدهند.

4-3- خدمات ذخيره [9]

     توليد كننده‌هاي رزرو براي جبران كمبودهاي بزرگ و غير قابل پيش بيني ضروري مي‌باشند و نبود آنها مي‌تواند پايداري شبكه را به خطر بيندازد . اين خدمات مانند خدمات بيمه‌اي است به اين شكل كه حق بيمه پرداخت مي‌شود تا در صورت وقوع حادثه از آن استفاده گردد و همواره اقداماتي انجام مي‌شود تا هيچ گاه عليرغم پرداخت هزينه نياز به استفاده از اين خدمات نباشد.

4-3-1- ذخيره چرخان[10]

     ذخيره چرخان به استفاده از واحدهاي توليدي كه سنكرون با شبكه بوده و قابليت افزايش آني توان خود را در پاسخ به تغييرات فركانس و نيز توانايي تحويل كامل توان خود ، حداكثر در 10 دقيقه را داشته باشد گفته مي‌شود. به عبارتي اختلاف بين حداكثر ظرفيت قابل توليد ژنراتورهاي موجود در مدار و توليد فعلي آنها به عنوان رزرو چرخان در نظر گرفته مي‌شود. ارزش اين نوع رزرو به زمان در دسترس بودن آن بستگي دارد. اين ذخيره براي تصحيح عدم تعادل ايجاد شده بين توليد و مصرف بر اثر خروج ژنراتورها و يا خطوط در نظر گرفته مي‌شود و در اين بخش بارهاي مديريت پذير نيز مي‌توانند مورد استفاده قرار گيرند.

4-3-2- ذخيره تكميلي يا غير چرخان[11]

     به واحدهاي توليدي و يا بارهايي اطلاق مي‌گردد كه داراي قابليت قطع و يا دسترسي كامل در مدت حداكثر 10 دقيقه را دارا مي باشند. اين واحدها مي توانند قبل از اعلام نياز در مدار نباشند يا به عنارت ديگر بنا به قوانين محلي با شبكه سنكرون نيستند، ولي خيلي سريع مي‌توانند توان مورد نياز را توليد كنند. واحدهاي آبي و گازي از اين دسته نيروگاه‌ها مي‌باشند و بارهاي قابل قطع نيز مي‌توانند جزو اين نوع سرويس قرار گيرند.

4-3-3- ذخيره سمت تقاضا[12]

بعضي از مصرف کنندگان براي پيشتباني و حمايت انرژي مورد مصرف خود در برابر  خروجيهاي اجباري واحدهاي توليدي تامين کننده انرژي و نيز تلفات انتقال ايجاد شده بين توليد و مصرف , خودشان ژنراتورهاي اضطراري خريداري مي نمايند . اين مصرف کنندگان در صورت کمبود و نياز شبکه  مي توانند با قراردادي اين توان را به شبکه اضافه کنند يعنی با کاهش و يا قطع کامل مصرف و تامين تغذيه از ديزل ژنراتور توان قراردادي خود را به شبکه پس بفروشند.

4-4     خدمات کنترل ولتاژ[13] و تامين توان راکتيو[14]

    نياز اوليه جهت انتقال توان، اطمينان از قار گرفتن ولتاژ کليه باسها در محدوده قابل قبول است. به دليل وابستگي زياد بين ولتاژ و توان راکتيو در سيستم قدرت از سرويس توان راکتيو به عنوان ابزاري جهت حفظ ولتاژ در شرايط نرمال و اضطراري استفاده مي­شود. نيازهاي توان­راکتيو تابعي از شرايط سيستم است. تغيير  ناگهاني و سريع در شرايط سيستم, نياز سيستم به توان راکتيو و همين طور ولتاژ باس­ها را به سرعت تغيير مي­دهد. بهره بردار سيستم, توان­راکتيو تزريقي که براي کنترل ولتاژ لازم است را از بازار جانبي خريداري مي­کند. صرف نظر از تجهيزات نصب شده روي شبکه نظير ترانس­هاي تغيير تپ و خازنها که تحت کنترل بهره­بردار شبکه مي­باشند و هزينه­هاي آن هنگام توسعه شبکه اخذ شده است, اصولاً خدمات کنترل ولتاژ از ژنراتورها تامين مي­شود که با تزريق و يا جذب توان راکتيو به شيني که به آن وصل است ولتاژ آن شين را تنظيم مي­کند. البته موقعيت جغرافيايي نيروگاه‌هاي شرکت‌کننده در بازار توان راکتيو نيز بسيار مهم است و تجهيزات کنترل ولتاژ بايد در کل سيستم گسترده و پراکنده باشد.

4-5 خدمات پايداري[15]

     معمولاً بهره برداران نياز دارند تا براي تامين پايداري و امنيت شبکه برخي ديگر از سرويس­هاي پايداري را از ژنراتورها خريداري نمايند مثلاً در مباحث کليدزني خودکار و قطع اتوماتيک بعضي واحدها و يا  بارها, پايدارساز سيستم قدرت [16]در نيروگاه­ها نصب مي­شود که به خاطر هزينه بالاي آن, قيمت تمام شده هر کيلووات ساعت برق توليد شده توسط نيروگاه­های داراي pss در مقايسه با ساير رقباي آن افزايش مي­يابد لذا اين نيروگاه به عنوان خدمات پايدارسازي سيستم قدرت مي­تواند اين قابليت خود را در بازار جانبي در معرض فروش قرار دهد.

4-6     خدمات راه اندازي از موقعيت خاموشي[17]

در مباحث بازيابي سيستم قدرت [18]مثلاً پس از خاموشي گسترده در قسمتي از شبکه , واحدهاي حرارتي بزرگ براي راه اندازي مجدد نياز به انرژي الکتريکي بالايي دارند که در صورت خاموشي سراسري تامين آن دشوار خواهد بود و لازم است يک نيروگاه کوچک ديزلي در مجاورت اين نيروگاه بزرگ تعبيه مي شد که معمولاً نيروگاهها در اين زمينه سرمايه گذاري نمي کنند . با اين حال بعضي واحدهاي توليدي کوچک آبي گازي و يا ديزلي مي‌توانند اين خدمات را انجام دهند , البته موقعيت جغرافيايي اين واحدها نيز اهميت زيادي دارد.

بازار خدمات جانبي مي تواند از نوع بلند مدت باشد که درآن قراردادهاي بلند مدت مثلاً يک ساله بسته مي شود و همچنين اين بازار مي‌تواند کوتاه مدت باشد که بازار لحظه‌اي ناميده مي‌شود و معاملات در آن در دوره‌هاي کوتاه مثلاً ساعتي انجام مي‌شود. نوع ديگر بازارهاي جانبي , خدمات سمت تقاضا نام دارد.

4-7 ارايه خدمات جانبي از سمت تقاضا

اين نوع خدمات که از سمت مصرف کنندگان بنابه درخواست بهره بردار سيستم ارايه مي‌شود , پيشنهاد سمت تقاضا يا Demand  Side  Bidding(DSB) ناميده مي‌شود .DSB فرايندي است که شرايطي را مهيا مي‌کند تا مصرف کنندگان بطور داوطلبانه متعهد شوند تا منحني مصرف معمول خود را در زمانهاي مورد نياز بهره بردار سيستم تغيير دهند و در مقابل نيز پاداش مالي دريافت کنند , پاداش مالي مي‌تواند بصورت کاهش قيمت برق مصرفي در ساير دوره هاي مصرف باشد و يا مستقيماً به عنوان بهاي برقي که مصرف نشده به مصرف کننده پرداخت شود . اين پاداش حتي مي‌تواند براي اعلام امادگي مصرف کننده به موافقت با اعمال خاموشي يا تغيير در مصرف در ساعتهاي توافق شده در قرارداد باشد و به اين ترتيب مصرف کنندگان مي‌توانند بطور فعالانه در مبادلات بازار برق شرکت کنند . مصرف کنندگان بزرگ مي‌توانند بصورت مستقيم و مصرف کنندگان کوچک بصورت گروهي در ارايه DSB   شرکت کنند.

 DSB  نتايج مهمي در بهبود کار اين عرضه برق هم از منظر اقتصادي و هم محيط زيست دارد.

5       رابطه بين مديريت مصرف و  DSB

     عليرغم رابطه نزديك، DSB بسيار متفاوت با DSM است. مهمترين تفاوت اين دو فرايند تأثير آنها بر منحني بار مصرف‌كننده است. DSB باعث تغييرات كوتاه مدت و جدا از هم و DSM باعث تغييرات دايمي و قابل تحمل در منحني مصرف مي‌شود. اقداماتي كه ايجاد تغييرات دايمي و بلند مدت در ديماند مصرفي مي‌كند مانند جايگزيني لامپ‌هاي كم مصرف با لامپ‌هاي رشته‌اي ، در حوزه تغييرات مورد نظر براي DMS قرار مي گيرد زيرا نتيجه آن كاهش دايمي ديماند است و در روش زندگي مصرف كننده دشواري ايجاد نمي كند. حال اگر همين مصرف كننده در فصل اوج مصرف و در ساعت هايي كه قيمت برق در بازار افزايش يافته است، بتواند خود را متقاعد كند كه روشنايي مورد نيازش را از منابع ديگرانرژي تامين كند، باعث كاهش ديماند مصرفي خود شده والبته اين تغيير به خاطر دشوار بودن موقتي است و در دسته اقدامات مورد نظر براي DSB قرار مي گيرد و فقط با انگيزه كسب پاداش مالي صورت مي پذيرد. پاداش مالي مي تواند بصورت كاهش قيمت برق مصرفي در ساير ساعات شبانه روز باشد و يا مستقيماً پرداخت شود. اين پرداخت حتي مي تواند براي اعلام آمادگي مصرف كننده به قبول خاموشي در شرايط توافق شده باشد.

 6          شکل گيري يک DSB 

فرايند DSB مصرف کنندگان را تشويق به کاهش ديماند داوطلبانه مي‌کند . گاهي از اين کاهش به عنوان معادل توليد منفي نام برده مي‌شود. همواره کاهش ديماند مقداري پيچيدگي وارد امور زندگي و يا فرآيندهاي کاري مي‌کند . در واقع DSB نمي‌تواند يک کسب و کار مهم براي مصرف کننده باشد و فقط هنگامي انگيزه مشارکت در اين فعاليت وجود دارد که :

 *) DSB اصلاً و يا مقدار کمي پچيدگي وارد فعاليتهاي روزمره کند.

 **) DSB مقدار قابل توجهي در آمد و يا کاهشي هزينه به همراه داشته باشد.

البته بعضي اقدامات مي‌تواند مشارکت در ارايه  DSBرا آسان تر کند . لذا فرآيندهايي که مي‌توانند در DSB  شرکت کنند از هم تفکيک شده و در سه دسته طبقه بندي مي‌شود:

10-1- فرآيندهايي که نيازي به تغيير در آنها نيست .

بعضي از مصارف را به سادگي مي توان خاموش کرد . انرژي که قرار بود مصرف بشود دو حالت دارد:

·           انرژي مصرف نمي شود ( محصول توليد نمي شود ).

·           در زمان ديگر مصرف و جبران مي شود.

موارد زير در اين دسته بندي قرار مي‌گيرد:

  • بارهاي بزرگ.
  • فرايندهايي که هزينه آنها نسبت به هزينه توليد بالاست ( بنابراين مصرف کننده مترصد کاهش اين هزينه مي‌باشد.)
  • فرايندهايي که مي‌توان بدون نياز به رعايت نکات ايمني و يا هشدارهاي لازم به آنها خاموشي داد.

10-2- تغيير در نحوه اجراي فرايندها

اين تغييرات به دو شکل زير اجرا مي شود.

·         استفاده از سوخت جايگزين

    اين اقدام يک تغيير طولاني مدت در اجراي فرايندها مي باشد ( يعني بدون کاهش کيفيت محصول ساعته اين تغيير باقي مي ماند ) براي نمونه مي توان به استفاده از ژنراتورهاي اضطراري و يا دوگانه سوز کردن بويلرها اشاره کرد.

·         استفاده از ذخيره سازها

شامل مواردي نظير مخازن ذخيره سرما

اين سري اقدامات معمولاً براي مدت زمان محدودي قابل اجرا هستند مثلاً ذخيره سازي سرما و يا گرما براي مدت زماني در محدود چند دقيقه و يا چند ساعت امکان پذير است ( و نه ساعتها و روزها ) ولي از آنجايي که مي‌توان اين اقدامات را در زمانهاي حساس , مثل ساعتهاي اوج بار و يا کمبود هاي اعلام شده از سوي بهره‌بردار سيستم اعمال کرد . تاثير و ارزش آن بسيار قابل توجه خواهد بود . ضمن اين که اين اقدامات تغييري در فراوري محصول و يا ارايه خدمات نمي دهد.

7         تغيير فرايند

اين سري تغييرات معمولاً شامل خريد و يا ايجاد انواع مخازن براي ذخيره سازي‌هاي مختلف مي‌باشد. مثالهايي در اين زمينه عبارت است از :

·     ذخيره مواد اوليه ( خام ) و يا ذخيره محصول يک خط توليدکه به عنوان ماده اوليه قسمت بعدي خط توليد مي‌باشد.

·     ذخيره سازي گرما.

·     ذخيره سازي سرما.

تمام مثالهايي که در بالا گفته شد احتياج به سرمايه گذاري دارند تا بتوان يک DSB مناسب قابل ارايه به بازاز ترتيب داد و لازم است اين اقدامات توجيه اقتصادي و ثبات بازار داشته باشد. مصرف کنندگان بزرگ مي‌توانند در فرصتهاي سرمايه گذاري طرحهاي DSB را ايجاد کرده و يا توسعه بدهند.

8          امکان سنجي اجراي DSB در بازار برق ايران

در ايران با توجه به وجود صنايع بزرگ نظير کارخانه های سيمان و ذوب فلزات و همچنين آشنا بودن مديران با مباحث مديريت مصرف بار، موفقيت طرح های DSB دور از ذهن نمی باشد. لذا اکنون که گام های مثبت و موثری در تجديد ساختار صنعت برق برداشته می شود و حمايت های لازم از بخش خصوصی برای ورود به اين صنعت صورت می گيرد، لازم است در اين مقوله نيز مطالعات کاربردی و اجرايی انجام شود. از جمله چالش هايی که به نظر می رسد در مقابل DSB ايجاد شود می توان به موارد زير اشاره کرد:

12-1- موانع فنی

مهمترين عامل بوجود آورنده اين مانع در کشور ما ضعف به کارگيری تکنيک ها و تجهيزات جديد در بخش کنترل و پايش DB می باشد. برای مثال مصرف کنندگان بزرگ از قبل لوازم اندازه گيری مناسب برای ثبت تغييرات بار مصرفی دارند و لذا از DSB نيز سود قابل قبولی می کنند ولی مصرف کنندگان کوچک با لوازم اندازه گيری قديمی به تنهايی و بدون حمايت های اوليه قادر به ارائه DSB نيستند.

12-2- موانع ساختاری

از جمله اين موانع قوانين رايج در بازار است که حتی در کشورهای پيشرو در اين زمينه نيز همچنان مورد بازنگری قرار می­گيرند. مثلاً قوانين بازار برق انگليس تا قبل از تغييرات سال 2001 چنان پيچيده بود تعداد پيشنهاددهنده از سمت تقاضا فقط 40 نفر بود و شرط آن نيز کاهش حداقل MW 10 از ديماند خريداری شده بود.

12-3- ناشناخته بودن موضوع

مهمترين عامل بازدارنده DSB عدم شناخت دقيق و روشهای اجرای آن ازسوی برنامه ريزان صنعت برق و مصرف کنندگان می باشد. مصرف کنندگان اگر از فوايد مالی و زيست محيطی آن درک صحيحی نداشته باشند، نمی توانند خود را متقاعد به تحمل تغييرات مورد نياز DSB نمايند.

12-4- عادت ها و عقايد قديمی

مهمترين عامل بازدارنده تغييرات، عادت های قديمی مصرف کنندگان است و DSB نيز مستثنا از اين قاعد نيست و تنها آموزش می تواند به مرور اين عادت ها را تغيير دهد.

 13 – بررسي پيشنهاد از سمت چند مصرف كننده صنعتي

كارخانه هاي سيمان :

كارخانه هاي سيمان ارايه دهندگان ايده آل DSB مي باشند زيرا مي توانند بار بزرگي را در زمان بسياركوتاهي تغيير دهند. در هر كارخانه دو فعاليت اصلي سنگ شكن و آسياب و جود دارد كه هر دو مي توانند محصولشان را كه ماده اوليه ادامه خط توليد است در محلي ذخيره كنند، به عبارتي اين دو فرايند در هر ساعتي از شبانه روز قابل انجام مي باشند و در صورت وجود ذخيره كافي اگر هر يك از اين فرايند ها در زمان اجرا دچار خاموشي ناگهاني و بدون برنامه بشوند به روند اصلي توليد ضربه اي وارد نمي شود. بنابراين با نصب رله هاي حساس به فركانس در محل تغذيه ماشين هاي سنگ شكن و آسياب، كارخانه هاي سيمان مي توانند به عنوان پاسخ فركانسي سريع در بازار خدمات جانبي شركت كنند. از اين طريق هر كارخانه سيمان ميتواند در حدود MW  10 بار خود را كاهش بدهد.

كارخانه هاي فولاد:

كارخانه هاي فولاد داراي كوره هاي قوسي مي باشند. كوره هاي قوسي نيز اين توانايي را دارند كه بطور آني بار بزرگي را كاهش بدهند. يك كوره به تنهايي ديماند زيادي را مصرف مي كند و منحني مصرف آن در يك سيكل كاري از صفر تا MW  50 نوسان كند به همين علت يك كوره به تنهايي مناسب براي پاسخ فركانسي نيست ولي بار مصرفي تعداد زيادي از آنها اگر به خوبي مديريت شود مي تواند يك بلوك قابل پيش بيني بدون نوسان باشد. در اين ميان نقش Aggr. بسيار مهم مي باشد.

ساير مصرف كنندگان بزرگ:

   بعضي از مصرف كنندگان مي­توانند در حفظ توازن شبكه شركت كنند و بايد پيشنهاد خود را مستقيماً به بازار لحظه­اي بدهند. اين مصرف­كنندگان در صورتي موثرند كه بتوانند چندين MW را پيشنهاد بدهند. اين موقعيت مناسب معمولاً وقتي رخ مي­دهد كه قيمت بازار لحظه­اي براي چند روز بدون كاهش در مقدار بالايي بماند، مثلاً در فصل تابستان، در اين زمان يك مصرف­كننده صنعتي مي­تواند توليد خود را متوقف كند و به كاركنان تعطيلي بدهد، تعميرات و سرويس خط توليد را انجام دهد و در عوض قدرت قراردادي را در بازار لحظه­اي بفروشد.

 بررسي افزايش درآمدها

كارخانه هاي سيمان :

   در اين مثال چون خط توليد بطور 24 ساعت در شبانه روز فعال نيست لذا قطع توليد و شيفت آن به ساعت ديگر هزينه مستقيم ندارد فقط تغيير شيفت كاري كارگران هزينه بر است كه بايد محاسبه شود. عمده هزينه هاي تكنولوژي CMC عبارتست از رله هاي فركانسي، بريكرها، لوازم اندازه گيري و اجاره خطوط تلفن.

كارخانه هاي فولاد :

در اين مثال خاموشي دادن به خاطر Bidding منجر به قطع روند عادي توليد مي شود كه هزينه بر است ( تلفات در محصول، نگهداري مواد اوليه در ابتداي خط)اگر در اين زمان ها سرويس و تعميرات انجام شود، مي توان هزينه خاموشي را كاهش داد. هزينه CMC  نيز مانند كارخانه سيمان است.

ساير مصرف كنندگان بزرگ:

در فصلي كه برق گران است مصرف كننده صنعتي براي شركت مستقيم در بازار بايد اين تصميم را بگيرد كه اگر براي چند روز تعطيلي كلي بدهد و از شبكه قطع شود چه عوايدي و چه تلفاتي برايش خواهد داشت. مي تواند در اين تعطيلات سرويس و تعميرات با برنامه را انجام دهد. هزينه هاي اين برنامه هاي اين برنامه عبارتست از :

o   از دست دادن درآمد ناشي ازتوليد محصول( با برنامه سرويس و تعميرات اين هزينه كاهش مي يابد )

o   ذخيره دستمزد كارگران شيفتي كه شيفت توليدآنها تعطيل شده است.

o   درآمد ناشي از خريد برق در Pool و فروش به قيمت Spot

o   ذخيره افزايش بهاي برقي كه اگر در فصل اوج مصرف توليد داشت، بايد مي پرداخت.

o   هزينه هاي CMC كه توسط Aggr. بين اين گروه از مصرف كنندگان تقسيم مي شود.

اگر مصرف كنندگان بزرگ داراي مولدهاي اضطراري و بانك هاي خازني باشند مي توانند علاوه بر تامين نياز خود در ساعتهايي كه قيمت برق گران است، در ساير خدمات جانبي نيز مشاركت كنند. اين خدمات عبارتند از:

§   خدمات ذخيره

§   كنترل توان راكتيو

§   كنترل ولتاژ

§   خروج از خاموشي

 



[1]-Vertical Integrated Utilities.

[2]-Unbundling.

[3]-Independent System Operator (ISO)

Ancillary Services.-[4]

[5]-Real Time.

Regulation Services.-[6]

Automatic Generation Control (AGC).-[7]

Load Following.-[8]

 Deserve  Services.-[9]

 Spinning  Reserve.- [10]

Non – Spinning Reserve / Supplementary Reserve. - [11]

 Demand Side Reserve.-[12]

[13] - Voltage Control Services.

 Reactive Support.-[14]

 Stability Services.- [15]

Power System Stabilizer. - [16]

[17] - Black Start Capability.  

[18] - Restoration  Services.

خواندن 105816 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 02 آذر 1393 ساعت 08:47
محتوای بیشتر در این بخش: انرژی خورشیدی و مصارف خانگی »

1 نظر

  • پیوند نظر forskolin weight loss شنبه, 01 اسفند 1394 ساعت 19:33 ارسال شده توسط forskolin weight loss

    Its like you learn my mind! You appear to know so
    much approximately this, like you wrote the ebook in it or something.

    I believe that you just can do with a few % to drive the message home a little bit,
    but instead of that, that is wonderful blog. A fantastic read.
    I'll definitely be back.

برای ارسال نظر وارد سایت شوید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

حالت های رنگی